هم از سکوت...
-
تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 1:15
هم از سکوت گریزان، هم از صدا بیزار چنین چرا دلتنگم؟ چنین چرا بیزار؟زمین از آمدنِ برفِ تازه خشنود است من از شلوغیِ بسیارِ ردّ پا بیزار
تویی می!
-
تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 1:15
مرکز افتاد برون بس که شد این دایره تنگ!!!چه کسی می داندشاید شعرهای مناندوه فراموش شده ی عاشقی باشدکه هر روزهزار بارفضای کوچکِ ذهنش راگــَــــرد گیری می کندتا مگر عشق رااز گِردِ خود رانده باشدچه کسی می داند!؟Let's block ads! (Why?)
گاهی.....
-
تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 1:15
گاهی زندگی آنقدر سخت می شود که،خسته می شوی،کم می آوری،نه می توانی خودت را به خواب بزنیو نه توان بیدار ماندن داری.فقط در خود میپیچی؛تفنگت را می گذاری زمین! تسلیم می شوی! شاید زندگی آرام تر شود!شاید....Let's block ads! (Why?)
آسمان این شهر...
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:41
آسمان این شهر بی احساس تر از آن است که به پروازم معنا بخشد نمی دانم تا پایان این حادثه دوام می آورم یانه یا پر می سوزانم و با آسمان می سازم یا مرگ تفسیر کوچم خواهد شد #کامران_نوربخش
حالا دیگر...
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:41
حالا دیگریک خط در میان گریه میکنم،حالا دیگرشانههایم صبورتر شدهاندو با هر تلنگری که گریه میزندبیجهت نمیلرزند!انگار دیگر هیچ اتفاقِ عاشقانهایاز چشمهایم نمیافتدو پاییزِ مناتفاق زردیستکه میتواندناگهان در آغوشِ هر فصلی بیفتد!حالا تو هی به من بگوبهار میآید . .
با دلم...
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:41
با دلم که حرف میزنم بغض می کند فریاد میزند دست های تو را بهانه می گیرد.
من پر از...
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:41
من پر از کوچه ام ، پر از حادثه ، پر از فریادهای سوزناک برگها .مرا تا انتها قدم بزن .مرا عاشقی کن .با من تا اولین دانههای برف قدم بزن ، تا برادههای ابرهای سهمناک که مقابل چشمهای ماه به پشت بام خانه ات الک می شوند !مرا راه برو تا ناکجاآباد دوستی ، عاشقی ، تا آخرین ایستگاه دلتنگی ، تا ناودان و پچ پچ دا...
هیچ کس و....
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:41
هیچکس و هیچ چیز، بر زنی که با خواندنِ کتاب و شعر، گوش دادن به موسیقی و نوشیدن قهوه حالش خوب می شود، پیروز نخواهد شد.
نه کسی........
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:41
نه کسی است ، نه کسی چشم به راه ! نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه ؛ بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست وقتی از عشق نصیبی نبری ، غیر از آه . . . ب ن:متنفرم از شب هایی کهخودم هم نمیدانم دردم چیست !شب بخیر
ریشه ام در بهار...
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:41
ریشه ام در بهار است و برگ هایم در پاییز . . . نه سبز می شوم نه زرد ! این روزها حال درختی را دارم که فصل ها را نفهمیده . . .
آیا ما........
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:41
آیا ما سزاوار بودیم تمام خیابان را در باران برویم؛ و در انتهای خیابان کسی در انتظار ما نباشد؟
اگر عاشقید...
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:45
اگر عاشقید ولی حالتان بد است مطمئن باشید دچارِ آدمِ اشتباهی شدید ! این سهمِ شما از عشق نیست .. عاشقی یعنی حال خوش .. دو بالی که عشق به شما می دهد، می توانید تا آسمان نهم تا خود خدا اوج بگیرید پس از همین راهی که آمدید دوباره برگردید به اولِ مسیر.. سختی را به جان بخرید تا در ادامه زندگی آسوده باشید جل...
دلم....
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:45
دلم عجیب یک غیر منتظره ی خوب میخواهد...! بدبختی اینجاست که مى دانیم دنیا جاى خوبى براى دوست داشتن نیست ! آن وقت هر روز دنبال یک اتفاق غیر منتظره از جنس دوست داشتن هستیم . . . امیر وجود
اگر هنوز...
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:45
اگر هنوز من آواز آخرین توام بخوان مرا و مخوان جز مرا که می میرمبرای من که چنینم #تو جان متصلی مرا ز خود مکن ای جان جدا، که می میرم#حسین_منزوی
در خموشی...
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:45
چه آسان می شود ...دلتنگ دورترین نزدیك دنیا شد....چه کسی می داندشاید شعرهای مناندوه فراموش شده ی عاشقی باشدکه هر روزهزار بارفضای کوچکِ ذهنش راگــَــــرد گیری می کندتا مگر عشق رااز گِردِ خود رانده باشدچه کسی می داند!؟
رهااااااااااااا...
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:45
نه بسته ام به کس دل _ نه بسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج رها رها رها من ز من هر آن که او دور _ چو دل به سینه نزدیک به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من
یدون تو...
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 4:30
چه آسان می شود ...دلتنگ دورترین نزدیك دنیا شد....چه کسی می داندشاید شعرهای مناندوه فراموش شده ی عاشقی باشدکه هر روزهزار بارفضای کوچکِ ذهنش راگــَــــرد گیری می کندتا مگر عشق رااز گِردِ خود رانده باشدچه کسی می داند!؟
باید راه افتاد...
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 21:17
اشتباه میکنند بعضیها که اشتباه نمیکنند ! باید راه افتاد … مثل رودها که بعضی به دریا میرسند، بعضی هم به دریا نمیرسند رفتن، هیچ ربطی به رسیدن ندارد …! سیدعلی صالحی
ما بی...
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 21:17
ای جان و ای دو دیده بینـــــــــا چگونهای وی رشک مـــــاه و گنبد مینـــــا چگونهای ای ما و صد چو ما ز پی تو خراب و مست ما بیتو خستــــــــهایم تو بیما چگونهای مولانا
مراقب...
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 21:17
چه آسان می شود ...دلتنگ دورترین نزدیك دنیا شد....چه کسی می داندشاید شعرهای مناندوه فراموش شده ی عاشقی باشدکه هر روزهزار بارفضای کوچکِ ذهنش راگــَــــرد گیری می کندتا مگر عشق رااز گِردِ خود رانده باشدچه کسی می داند!؟